واژههای فارسی←ناظر بودنفرهنگ آریانپورناظر بودن#۱۹۷٬۱۲۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱see(past: saw ; past participle: seen) ـ دیدن، مشاهده کردن، نگاه کردن، فهمیدن، مقر یا حوزه اسقفى، بنگرواژههای نزدیک در الفبانابینامشاهده معنی و ترجمه انگلیسینابینا کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینابینائیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینابینایانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینابینایان - الفبای -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسینابینایی در مورد رنگها - نوعی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر