فرهنگ آریانپور
ناصاف
#۱۹۷٬۰۹۵
snaggy
ناصاف، برآمده، پر اشکال
lumpy
موج دار، متلاطم، ناهنجار، قلنبه، ناصاف، سنگین
impure
ناخالص، ژیژ، ناپاک، چرک، کثیف، ناصاف، نادرست
uneven
ناهموار، ناصاف، ناجور
streaky
خط دار، رگه دار، داراى اخلاق و خصوصیات فردى، ناصاف، قابل تغییر
coarse grained
داراى دانه خشن، ناصاف، زبر، درشت
bent
(past: bent ; past participle: bent) ـ خمیدن، خمش، زانویه، خمیدگى، شرایط خمیدگى، زانویى، گیره، خم کردن، کج کردن، منحرف کردن، تعظیم کردن، دولا کردن، کوشش کردن، بذل مساعى کردن bend
bumpy
پر از برآمدگى، پر از دست انداز، ناهموار
muddy
گل آلود، پر از گل، تیره، گلى، گلى کردن rough
ragged
کهنه، لته، ژنده، لباس مندرس، کهنه شدن، بى مصرف شدن rag
jagged
دندانه، کنگره، نوک، برآمدگى تیز، بریدگى، خار، سیخونک، سیخک، دندانه دار کردن، کنگره دار کردن، چاک زدن، ناهموار بریدن jaggy