فرهنگ آریان‌پور

ناصاف

#۱۹۷٬۰۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

snaggy

ناصاف، برآمده، پر اشکال

۲

lumpy

موج دار، متلاطم، ناهنجار، قلنبه، ناصاف، سنگین

۳

impure

ناخالص، ژیژ، ناپاک، چرک، کثیف، ناصاف، نادرست

۴

uneven

ناهموار، ناصاف، ناجور

۵

streaky

خط دار، رگه دار، داراى اخلاق و خصوصیات فردى، ناصاف، قابل تغییر

۶

coarse grained

داراى دانه خشن، ناصاف، زبر، درشت

۷

bent

(past: bent ; past participle: bent) ـ خمیدن، خمش، زانویه، خمیدگى، شرایط خمیدگى، زانویى، گیره، خم کردن، کج کردن، منحرف کردن، تعظیم کردن، دولا کردن، کوشش کردن، بذل مساعى کردن bend

۸

bumpy

پر از برآمدگى، پر از دست انداز، ناهموار

۹

muddy

گل آلود، پر از گل، تیره، گلى، گلى کردن rough

۱۰

ragged

کهنه، لته، ژنده، لباس مندرس، کهنه شدن، بى مصرف شدن rag

۱۱

jagged

دندانه، کنگره، نوک، برآمدگى تیز، بریدگى، خار، سیخونک، سیخک، دندانه دار کردن، کنگره دار کردن، چاک زدن، ناهموار بریدن jaggy