فرهنگ آریان‌پور

ناشی شدن‌ از

#۱۹۷٬۰۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

rise

(past: rose ; past participle: risen) ـ برخاستن، ترقى کردن، ترقى خیز، طالع شدن، بلند شدن، از خواب برخاستن، طغیان کردن، بالا آمدن، طلوع کردن، سربالا رفتن، صعود کردن، ناشى شدن از، سر زدن، قیام، برخاست، صعود، طلوع، سربالایى، پیشرفت، ترقى، خیز

۲

come

(past: came ; past participle: come) ـ آمدن، رسیدن

۳

stem

ستاک، ساقه، تنه، میله، گردنه، دنباله، دسته، ریشه، اصل، دودمان، ریشه لغت قطع کردن، ساقه دار کردن، بند آوردن

۴

result

نتیجه، منتج شدن، پى آمد، دست آورد، برآمد، نتیجه دادن، ناشى شدن، اثر، حاصل