فرهنگ آریان‌پور

ناشی

#۱۹۷٬۰۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

dilettante

ناشى، دوستدار تفننى صنایع زیبا، غیر حرفه

۲

ill

ناخوش، رنجور، سوء، خراب، خطر ناک، ناشى، مشکل، سخت، بیمار، بد، زیان آور، به بدى، به طور ناقص، از روى بدخواهى و شرارت، غیر دوستانه، زیان واژه هاى شامل

۳

gauche

خام دست، چپ دست، ناشى، کج، مایل

۴

awkward

خامکار، زشت، بى لطافت، ناشى، سرهم بند، غیر استادانه

۵

emergent

بیرون آینده، طالع، (مجازى) برآینده، ناشى، مبرم، مضر، اثرات ناشیه، معلول

۶

descended

زاده، ناشى

۷

amateurish

آماتوروار، ناشى

۸

bum

(past: bummed ; past participle: bummed) ـ [adj. & vi. & n]: آدم مفت خور یا ولگرد، ولگردى یا مفت خورى کردن، بحد افراط مشروب نوشیدن

۹

inapt

بى استعداد، ناشایسته، بى مهارت، نامناسب، بى جا

۱۰

clumsy

بدترکیب، زمخت، خام دست، ناآزموده

۱۱

homely

خانه، منزل، مرزوبوم، میهن، وطن، اقامت گاه، شهر، بخانه برگشتن، خانه دادن (به)، به طرف خانه home

۱۲

tinker

بند زن، وصال (vassaal)، سرهم بندى، وصله کارى، تعمیر کردن، بندزدن

۱۳

amateur

دوستدار هنر، آماتور، غیرحرفه اى، دوستار

۱۴

artless

بى هنر، بى صنعت، ساده، بى تزویر، غیر صنعتى

۱۵

bungler

اشتباه کار

۱۶

unskillful

(unskilled =) ـ خام دست، غیر متخصص، بى تجربه، بى مهارت

۱۷

incompetent

نا مناسب، غیر کافى، ناشایسته، بى کفایت، نالایق