فرهنگ آریانپور
ناسزا گفتن
#۱۹۶٬۹۴۹
revile
ناسزا گفتن، فحش دادن ناسزا
curse
نفرین، دشنام، لعنت، بلا، مصیبت، نفرین کردن، ناسزا گفتن، فحش دادن
swear
(past: swore ; past participle: sworn) ـ ناسزا، سوگند خوردن، قسم دادن، فحش، ناسزا گفتن
vituperate
توبیخ کردن، بد گفتن، ناسزا گفتن، سرزنش کردن، عیب جویى کردن
abuse
بد به کار بردن، بد استعمال کردن، سو استفاده کردن از، ضایع کردن، بد رفتارى کردن نسبت به، تجاوز به حقوق کسى کردن، به زنى تجاوز کردن، ننگین کردن
scold
آدم بد دهان، زن غرولندو، سرزنش کردن، بدحرفى کردن، اوقات تلخى کردن (به)، چوبکارى کردن