فرهنگ آریانپور
ناسزا
#۱۹۶٬۹۴۶
swear
(past: swore ; past participle: sworn) ـ ناسزا، سوگند خوردن، قسم دادن، فحش، ناسزا گفتن
curse
نفرین، دشنام، لعنت، بلا، مصیبت، نفرین کردن، ناسزا گفتن، فحش دادن
malison
فحش، ناسزا، نفرین
blasphemy
کفر، ناسزا (گویى)، توهین به مقدسات
profanity
کفر، بى حرمتى به مقدسات، کفر گویى، ناسزا
swearword
قسم دروغ، بد دهانى، کفر گویى، فحش، ناسزا
invective
پرخاش، سخن حمله آمیز، طعن، ناسزا گویى
abuse
بد به کار بردن، بد استعمال کردن، سو استفاده کردن از، ضایع کردن، بد رفتارى کردن نسبت به، تجاوز به حقوق کسى کردن، به زنى تجاوز کردن، ننگین کردن abuse billingsgate
naughty
شیطان، بدذات، شریر، نا فرمان، سرکش slur
improper
ناشایسته، نامناسب، بى جا، خارج از نزاکت، ناسره
expletive
(expletory =) ـ اشباعى، جایگیر، تکمیل کننده، پرکننده