فرهنگ آریان‌پور

ناسازگاری

#۱۹۶٬۹۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

discord

ناسازگارى، اختلاف، دعوا، نزاع، نفاق، ناجور بودن، ناسازگار بودن

۲

inconsistenoy

ناسازگارى

۳

conflict

ستیزه، کشاکش، کشمکش، نبرد، برخورد، ناسازگارى، تضاد، ناسازگار بودن، مبارزه کردن

۴

antipathy

احساس مخالف، ناسازگارى، انزجار

۵

incongruity

عدم تجانس، ناسازگارى

۶

contrariety

مخالفت، دگرگونى، مغایرت، ناسازگارى

۷

incoherence

عدم ربط، عدم چسبندگى، ناجورى، عدم تطابق، ناسازگارى، تناقض

۸

contrariness

مخالفت، مغایرت، ناجورى، ناسازگارى

۹

disagreement

مخالفت، عدم موافقت، اختلاف، ناسازگارى

۱۰

incongruence

نابرابرى، ناسازگارى، عدم تجانس

۱۱

inconsistence

(inconsistency =) ـ تناقض، تباین، ناجورى، ناسازگارى، ناهماهنگى، نا سازگارى، نا استوارى، بى ثباتى

۱۲

inconsistency

(inconsistence =) ـ تناقض، تباین، ناجورى، ناسازگارى، ناهماهنگى، نا سازگارى، نا استوارى، بى ثباتى

۱۳

clash

برخورد، تصادم، تصادم شدید کردن

۱۴

friction

سایش، اصطکاک، مالش، اختلاف، حساسیت

۱۵

dissonance

اختلاط اصوات و آهنگ هاى ناموزون، ناجورى، ناهنجارى

۱۶

maladjustment

کژ سازگارى، تعدیل و تنظیم غلط، عدم تطبیق، عدم توافق

۱۷

incompatibility

ناهم سازى، نا سازگارى