فرهنگ آریانپور
ناسازگار
#۱۹۶٬۸۹۹
discordant
ناسازگار، ناموزون، مغایر
incqnsistent
ناسازگار
insalubrious
ناسازگار، مضر براى تندرستى، بد آب و هوا، ناگوار
alien
بیگانه، خارجى، (مجازى) مخالف، مغایر، ناسازگار، غریبه بودن، ناسازگار بودن
adverse
مخالف، مغایر، ناسازگار، مضر، رو به رو
abhorrent
متنفر، منزجر، بیمناک، ناسازگار، مکروه، زشت، شنیع، مغایر
disagreeable
نامطبوع، ناسازگار، ناگوار، مغایر، ناپسند
irreconcilable
وفق ناپذیر، جور نشدنى، ناسازگار، مخالف، غیر قابل تطبیق، آشتى ناپذیر روان شناسی
ill sorted
بد نهاد، ناموافق، ناسازگار، ناپسند، ناخوشایند، نامناسب، ناجور
dissonant
ناجور، بد آهنگ، ناموزون، ناهنجار
incongruous
نامتجانس
incompatible
نا سازگار، نا موافق، ناجور، نامناسب، (پزشکى) غیر قابل استعمال با یکدیگر، ناهمساز
inconsistent
متناقض، ناجور
inharmonious
(inharmonic =) ـ (معنى مجازى) ناموزون، بى آهنگ
recalcitrant
متمرد، سرسخت، سرکش
disadvantageous
زیان آور، نامساعد