فرهنگ آریان‌پور

نازیدن

#۱۹۶٬۸۸۷

معنی‌های انگلیسی
۱

brag

لاف زدن، بالیدن، فخر کردن، با تکبر راه رفتن، باد کردن، لاف، مباهات، رجز خواندن

۲

boast

خرده الماسى که براى شیشه برى به کار رود لاف، مباهات، بالیدن، خودستایى کردن، سخن اغراق آمیز گفتن، به رخ کشیدن، رجز خواندن

۳

glory

جلال، افتخار، فخر، شکوه، نور، بالیدن، فخر کردن، شادمانى کردن، درخشیدن

۴

vaunt

خودستایى کردن، لاف زدن، خودنمایى

۵

flaunt

به رخ کشیدن، بالیدن، خرامیدن، جولان دادن، خودنمایى، جلوه

۶

swagger

خود فروشانه گام زدن، با تکبر راه رفتن، کبر فروشى، خودستایى، مغرور، (انگلیس) شیک