فرهنگ آریان‌پور

نازک

#۱۹۶٬۸۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

slim

نازک، لاغر، باریک اندام، لاغر شدن و کردن

۲

thin

نازک، باریک، لاغر، نزار، کم چربى، کم پشت، رقیق، کم مایه، سبک، رقیق و آبکى، کم جمعیت، به طور رقیق، نازک کردن، کم کردن، رقیق کردن، لاغر کردن، نازک شدن، کم پشت کردن

۳

tender

نازک، حساس، لطیف، دقیق، ترد و نازک، باریک، محبت آمیز، با ملاحظه، حساس بودن، ترد کردن، لطیف کردن، انبار، ارائه دادن، تقدیم کردن، پیشنهاد، پول رایج، مناقصه و مزایده، مناقصه، پیشنهاد دادن

۴

fine

جریمه، تاوان، غرامت، جریمه کردن، جریمه گرفتن از، صاف کردن، کوچک کردن، صاف شدن، رقیق شدن، خوب، فاخر، نازک، عالى، لطیف، نرم، ریز، شگرف

۵

soft

نرم، لطیف، ملایم، مهربان، نازک، عسلى، نیم بند، سبک، شیرین، گوارا، (در مورد هوا) لطیف

۶

spare

دریغ داشتن، مضایقه کردن، چشم پوشیدن از، بخشیدن، براى یدکى نگاه داشتن، درذخیره نگاه داشتن، مضایقه، ذخیره، یدکى، لاغر، نحیف، نازک، کم حرف، یدک

۷

svelt

باریک اندام، نازک، ظریف، زن با کمال

۸

fluted

راه راه دار، خیاره دار، داراى بریدگى هاى عمودى، نازک، نى مانند

۹

fragile

شکننده، ترد، نازک، لطیف، زودشکن، ضعیف

۱۰

tenuous

رفیق، نازک، باریک، لطیف، دقیق، بدون نقطه اتکاء

۱۱

thready

نخ مانند، باریک، نازک، چسبناک، رشته رشته، با صداى باریک

۱۲

eggshell

پوست تخم مرغ، نازک، ترد

۱۳

ethereal

اترى، رقیق، نازک، لطف، آسمانى، روحانى، اثیرى، سماوى، علوى

۱۴

gossamer

بند شیطان، لعاب خورشید، لعاب عنکبوت، پارچه بسیار نازک، تنزیب، نازک، لطیف، سبک

۱۵

attenuate

رقیق کردن، نازک کردن، لاغر کردن، سبک کردن، تقلیل دادن، دقیق شدن، نازک، رقیق، ضعیف شدن

۱۶

sheer

صرف، محض، خالص، راست، تند، مطلق، به طور عمود، یک راست، پاک، بکلى، مستقیما، ظریف، پارچه ظریف، حریرى، برگشتن، انحراف حاصل کردن، کنار رفتن، کنار زدن