فرهنگ آریان‌پور

ناز

#۱۹۶٬۷۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

mincing

ناز، نازدار، پر ادا و اطوار، قیمه شده

۲

demur

کمرویى کردن، ناز، (حقوق) تقاضاى درنگ یا مکث کردن، (معنى مجازى) درنگ کردن، مهلت خواستن، استثنا قائل شدن، تاخیر، تردید راى

۳

coquetry

عشوه گرى، دلبرى، ناز، طنازى، غمزه، کرشمه

۴

affectation

وانمود، تظاهر، ظاهرسازى، ناز، تکبر

۵

cunt

کس، مهبل خودمانی‌

۶

peach

(گیاه شناسى) هلو، شفتالو، هر چیز شبیه هلو، چیز لذیذ، زن یا دختر زیبا، فاش کردن

۷

vainglory

لاف، گزاف، خودستایى، غرور، فیس