فرهنگ آریانپور
ناز
#۱۹۶٬۷۷۰
mincing
ناز، نازدار، پر ادا و اطوار، قیمه شده
demur
کمرویى کردن، ناز، (حقوق) تقاضاى درنگ یا مکث کردن، (معنى مجازى) درنگ کردن، مهلت خواستن، استثنا قائل شدن، تاخیر، تردید راى
coquetry
عشوه گرى، دلبرى، ناز، طنازى، غمزه، کرشمه
affectation
وانمود، تظاهر، ظاهرسازى، ناز، تکبر
cunt
کس، مهبل خودمانی
peach
(گیاه شناسى) هلو، شفتالو، هر چیز شبیه هلو، چیز لذیذ، زن یا دختر زیبا، فاش کردن
vainglory
لاف، گزاف، خودستایى، غرور، فیس