فرهنگ آریان‌پور

ناروال

#۱۹۶٬۷۵۲

معنی‌های انگلیسی
۱

sport

ورزش، سرگرمى، بازى، شوخى، تفریحى، شکار و ماهیگرى و امثال آن، آلت بازى، بازیچه، سرگرم کردن، نمایش تفریحى، بازى کردن، پوشیدن و به رخ دیگران کشیدن ورزش و تفریح کردن sport روان‌ شناسی‌

۲

queer

عجیب و غریب، غیر عادى، خل، خنده دار، مختل کردن، گرفتار شدن

۳

unique

یکتا، یگانه، منحصر به فرد، بى تا، بى همتا، بى مانند، بى نظیر، فرد

۴

unlike

بى شباهت، برخلاف، غیر، برعکس unlike unrepresentative untypical

۵

uncanny

غیر طبیعى، غریب، وهمى، جدى، زیرک

۶

unusual

غیرعادى، غیر معمول، غریب، مخالف عادت

۷

freakish

عجیب و غریب، دمدمى، بوالهوس، متلون

۸

eccentric

گریزنده از مرکز، بیرون از مرکز، (مجازى) غیر عادى، غریب، عجیب

۹

especially

بویژه، بخصوص، مخصوصاً

۱۰

unaccustomed

خو نگرفته، عادت نکرده، غیر عادى