فرهنگ آریانپور
نارضایتی
#۱۹۶٬۷۰۶
discontent
نارضایتى، ناخشنودى، گله، شکایت، ناخشنود کردن
incommodity
نارضایتى، خسران، زیان، ناراحتى، ناجورى
displeasure
رنجش، رنجیدگى، ناخشنودى، نارضایتى، خشم، صدمه
dissatisfaction
ناخرسندى، ناخشنودى، نارضایتى، عدم رضایت
ugly
زشت، بد گل، کریه
mean
(past: meant ; past participle: meant) ـ میانه، متوسط، وسطى، واقع دروسط، حد وسط، میانه روى، اعتدال، منابع درآمد، عایدى، پست فطرت، بدجنس، آب زیرکاه، قصد داشتن، مقصود داشتن، هدف داشتن، معنى و مفهوم خاصى داشتن، معنى دادن، میانگین
disaffection
بى میلى، عدم علاقه
disapprobation
(disaproval =) ـ عدم تصویب، رد، بى میلى، تقبیح، مذمت