فرهنگ آریان‌پور

نارسان

#۱۹۶٬۶۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

insulator

مقره، بند آور، عایق، جدا کننده، عایق کننده

۲

insulation

عایق گذارى، روپوش کشى، عایق کردن، عایق بندى، ماده عایق