فرهنگ آریان‌پور

نارسا

#۱۹۶٬۶۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

insufficient

نارسا، نابسنده، ناکافى

۲

unexpressive

نارسا، غیر حاکى، عارى از معنى، بى حالت

۳

puisne

(حقوق) بعدا، بعدى، ضعیف، نارسا، مادون

۴

highland

کوهستانى، نارسا، احمقانه

۵

tuneless

ناکوک، بى آهنگ، نارسا، ناموزون

۶

inaudible

غیر قابل شنیدن، غیر قابل شنوایى، نارسا، شنیده نشده، غیر مسموع

۷

inexpressive

غیر گویا، نارسا، نرساننده مقصود، گنگ، بیحالت

۸

incommensurate

بى تناسب، ناپسند، نارسا، نامناسب