فرهنگ آریان‌پور

نارس

#۱۹۶٬۶۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

raw

نارس، کال، خام، نپخته، بى تجربه، جریحه دار، سرد، جریحه دار کردن

۲

sophomoric

نارس، کم عمق

۳

green

سبز، خرم، تازه، ترو تازه، نارس، بى تجربه، رنگ سبز، (در جمع) سبزیجات، سبز شدن، سبز کردن، سبزه، چمن، معتدل

۴

jejune

بیهوده، نارس، تهى، خشک، بى مزه، بى لطافت

۵

unripe

نگد، نارس، کال، نابالغ، نرسیده، پیش رس، زودرس

۶

immature

نا بالغ، نارس، رشد نیافته، نابهنگام، بى تجربه

۷

embryonic

رویانى، جنینى، (مجازى) نارس، اولیه

۸

premature

پیش رس، قبل از موقع، نابهنگام، نارس

۹

callow

جوجه اى که هنوز پر در نیاورده، شخص بى تجربه و ناشى