فرهنگ آریان‌پور

ناراحتی

#۱۹۶٬۶۵۲

معنی‌های انگلیسی
۱

discommodity

ناراحتى، زحمت، اسباب زحمت، مزاحمت

۲

kiaugh

(اسکاتلند) زحمت، اضطراب، ناراحتى، تحریک

۳

malaise

(malease =) ـ (پزشکى) ناراحتى، بى قرارى، احساس مرض

۴

foofaraw

ریزه کارى پر زرق و برق، ناراحتى، نق نق

۵

discomfort

(discomfiture =) ـ ناراحتى، رنج، زحمت، ناراحت کردن

۶

inquietude

(معنى مجازى) آشفتگى، بى آرامى، بى قرارى، دل واپسى، اضطراب، تشویش، ناراحتى، خدشه

۷

irritation

رنجش، سوزش، خشم، ناراحتى، خراش، آزردگى

۸

disquietude

اضطراب، تشویش، بى قرارى، آشفتگى، ناراحتى

۹

disturbance

اختلال، مزاحمت، آشوب، ناراحتى، (حقوق) تعرض

۱۰

incommodity

نارضایتى، خسران، زیان، ناراحتى، ناجورى

۱۱

discomfiture

(discomfort =) ـ ناراحتى، رنج، زحمت، ناراحت کردن

۱۲

inconvenience

زحمت، ناراحتى، دردسر، ناسازگارى، ناجورى، نامناسبى، آسیب، اذیت، اسباب زحمت

۱۳

stew

تاس کباب، نگرانى، گرمى، داغى، آهسته جوشانیدن، آهسته پختن، دم کردن unease

۱۴

worry

اندیشناکى، اندیشناک کردن یا بودن، نگران کردن، اذیت کردن، بستوه آوردن، اندیشه، نگرانى، اضطراب، دلواپسى

۱۵

matter

ماده، جسم، ذات، ماهیت، جوهر، موضوع، امر، مطلب، چیز، اهمیت، مهم بودن، اهمیت داشتن