فرهنگ آریان‌پور

ناراحت کردن

#۱۹۶٬۶۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

incommode

ناراحت کردن، ناراحت گذاردن، دردسر دادن، آزار رساندن، گیج کردن، دست پاچه کردن

۲

discommode

ناراحت کردن، زحمت دادن

۳

hagride

مسلط شدن بر، ناراحت کردن، عاجز کردن

۴

perturb

آشفتن، ناراحت کردن، مزاحم شدن

۵

disquiet

بى آرام کردن، ناراحت کردن، آسوده نگذاشتن، آشفتن، مضطرب ساختن، بى قرارى، نا آرامى

۶

discomfit

خنثى کردن، ایجاد اشکال کردن، دچار مانع کردن، ناراحت کردن، بطلان

۷

distemper

کج خلقى، ناراحت کردن، مرض هارى

۸

discomfort

(discomfiture =) ـ ناراحتى، رنج، زحمت، ناراحت کردن

۹

discomfiture

(discomfort =) ـ ناراحتى، رنج، زحمت، ناراحت کردن