فرهنگ آریان‌پور

ناراحت

#۱۹۶٬۶۳۷

معنی‌های انگلیسی
۱

worried

ناراحت، پریشان

۲

incommodious

ناراحت

۳

inconvenient

ناراحت، ناجور

۴

uncomfortable

ناراحت، نامساعد (مانند هوا)، ناخوشایند

۵

upset

(past: upset ; past participle: upset) ـ واژگون کردن، برگرداندن، چپه کردن، آشفتن، آشفته کردن، مضطرب کردن، شکست غیر منتظره، واژگونى، نژند، ناراحت، آشفته

۶

fidgety

بى قرار، ناراحت

۷

fretful

اخمو، ناراحت، جوشى

۸

unhandy

مشکل به دست آمده، ناراحت، نامناسب براى حمل و نقل، دور از دسترس

۹

disturbed

مختل، مختل شده، آشفته، ناراحت

۱۰

distraught

پریشان حواس، شوریده، ناراحت

۱۱

edgy

لبه دار، تیز، زننده

۱۲

sick

ناخوش، بیمار، ناساز، ناتندرست، مریض، مریض شدن، (سگ را) کیش کردن، برانگیختن، جستجو کردن، علامت چاپى است به معنى " عمداً چنین نوشته شده "

۱۳

unquiet

شلوغ، پر سر و صدا

۱۴

diagonal

قطرى، مورب، اریب، دوگوشه، قاطع دو زاویه، قطر