فرهنگ آریان‌پور

نادرستی

#۱۹۶٬۵۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

improbity

نادرستى، ناراستى، بى دیانتى، نا پاکى

۲

dishonesty

نادرستى، خیانت، عدم امانت hocuspocus

۳

cross

صلیب، خاج، چلیپا، علامت ضربدر یا به اضافه، حدوسط، ممزوج، دورگه، اختلاف، مرافعه، تقلب، نادرستى، قلم کشیدن بر روى، گذشتن، عبور دادن، مصادف شدن با، رو به رو شدن، قطع کردن، دورگه کردن (مثل قاطر)، پیوند زدن، کج خلقى کردن، خلاف میل کسى رفتار کردن

۴

falsity

دروغ، سقم، نادرستى، تقلب، خیانت

۵

incompetence

(incompetency =) ـ نا شایستگى، بى کفایتى، نادرستى، نارسایى، نقص، (حقوق) عدم صلاحیت

۶

cheat

آدم متقلب و فریبنده، فریب، گول، فریب دادن، خدعه کردن، گول زدن، جر زدن crookedness

۷

knavery

رذالت unsoundness

۸

skulduggery

(skullduggery =) ـ رفتار زیر جلکى و خائنانه، تقلب

۹

indirection

دغل بازى، غیر مستقیمى، بیراهه روى

۱۰

skullduggery

(skulduggery =) ـ رفتار زیر جلکى و خائنانه، تقلب

۱۱

inexactitude

عدم دقت

۱۲

foul play

حقه، کار نادرست، (مجازى) قتل، آدم کشى عامیانه‌