فرهنگ آریانپور
نادرستی
#۱۹۶٬۵۹۰
improbity
نادرستى، ناراستى، بى دیانتى، نا پاکى
dishonesty
نادرستى، خیانت، عدم امانت hocuspocus
cross
صلیب، خاج، چلیپا، علامت ضربدر یا به اضافه، حدوسط، ممزوج، دورگه، اختلاف، مرافعه، تقلب، نادرستى، قلم کشیدن بر روى، گذشتن، عبور دادن، مصادف شدن با، رو به رو شدن، قطع کردن، دورگه کردن (مثل قاطر)، پیوند زدن، کج خلقى کردن، خلاف میل کسى رفتار کردن
falsity
دروغ، سقم، نادرستى، تقلب، خیانت
incompetence
(incompetency =) ـ نا شایستگى، بى کفایتى، نادرستى، نارسایى، نقص، (حقوق) عدم صلاحیت
cheat
آدم متقلب و فریبنده، فریب، گول، فریب دادن، خدعه کردن، گول زدن، جر زدن crookedness
knavery
رذالت unsoundness
skulduggery
(skullduggery =) ـ رفتار زیر جلکى و خائنانه، تقلب
indirection
دغل بازى، غیر مستقیمى، بیراهه روى
skullduggery
(skulduggery =) ـ رفتار زیر جلکى و خائنانه، تقلب
inexactitude
عدم دقت
foul play
حقه، کار نادرست، (مجازى) قتل، آدم کشى عامیانه