ناخوشایند
#۱۹۶٬۵۱۲
unbecoming
ناشایسته، نازیبا، ناخوشایند
ill sorted
بد نهاد، ناموافق، ناسازگار، ناپسند، ناخوشایند، نامناسب، ناجور
foul
ناپاک، پلید، شنیع، ملعون، غلط، نادرست، خلاف، طوفانى، حیله، جرزنى، بازى بى قاعده، ناپاک کردن، لکه دار کردن، گوریده کردن، چرک شدن، به هم خوردن، گیر کردن، نارو زدن (در بازى) ـ
ward
نگهبان، سلول زندان، اتاق عمومى بیماران بسترى، صغیرى که تحت قیومت باشد، محجور، نگهدارى کردن، توجه کردن
zone
منطقه، ناحیه دسته بندى، بخش، قلمرو، مدار، (در جمع) مدارات، کمربند، ناحیه، حوزه، محات کردن، جزو حوزه اى به حساب آوردن، ناحیه اى شدن
dumpy
کوتاه، خپله، گردن کلفت
pesky
آزار رسان، زحمت دهنده، مزاحم
tripe
شکمبه، سیرابى، دکان سیرابى، بى ارزش بسیار
snotty
فین فینى، مف دار، کثیف
horrid
ترسناک، مهیب، سهمناک، نفرت انگیز، زشت
varment
(varmint =) ـ (زبان عامیانه) انسان یا حیوان مزاحم، شخص، یارو
varmint
(varment =) ـ (زبان عامیانه) انسان یا حیوان مزاحم، شخص، یارو خودمانی icky
frightful
وحشتناک