فرهنگ آریان‌پور

ناخوش

#۱۹۶٬۵۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

ill

ناخوش، رنجور، سوء، خراب، خطر ناک، ناشى، مشکل، سخت، بیمار، بد، زیان آور، به بدى، به طور ناقص، از روى بدخواهى و شرارت، غیر دوستانه، زیان

۲

sick

ناخوش، بیمار، ناساز، ناتندرست، مریض، مریض شدن، (سگ را) کیش کردن، برانگیختن، جستجو کردن، علامت چاپى است به معنى " عمداً چنین نوشته شده "

۳

diseased

ناخوش، معیوب، فاسد

۴

crapulous

ناخوش، پرخور، میگسار

۵

morbid

ناسالم، ناخوش، ویژه ناخوشى، مریض، وحشت آور

۶

unwell

بدحال، ناخوش، ناپاک

۷

unsound

غلط، ناسالم، ناخوش، نادرست، ناصحیح

۸

unhealthy

ناتندرست، ناسالم، ناخوش، ناخوشى آور، غیر سالم، بیمار

۹

indisposed

به هم خورده، اندکى ناخوش، بى میل، بیزار

۱۰

ropy

طنابى شکل

۱۱

poorly

فقیر، مسکین، بینوا، بى پول، مستمند، معدود، ناچیز، پست، نامرغوب، دون poor

۱۲

ailing

آزردن، پریشان کردن، درد یا کسالتى داشتن، مانع شدن، عقب انداختن