فرهنگ آریان‌پور

ناخنک زدن

#۱۹۶٬۴۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

pick

چیدن، کندن، کلنگ زدن و (به)، با خلال پاک کردن، خلال دندان به کار بردن، نوک زدن به، برگزیدن، باز کردن (به قصد دزدى)، ناخنک زدن، عیبجویى کردن، دزدیدن، کلنگ، (موسیقى) زخمه، مضراب، خلال دندان (toothpick) خلال گوش (earpick)، هر نوع آلت نوک تیز

۲

mooch

ولگردى کردن، تلکه کردن

۳

filch

کش رفتن، به چابکى دزدیدن، دزدیدن، دزدى

۴

finger

انگشت، به اندازه یک انگشت، میله برآمدگى، زبانه، انگشت زدن، دست زدن (به) ـ finger shoplift