فرهنگ آریان‌پور

ناخالص

#۱۹۶٬۴۰۳

معنی‌های انگلیسی
۱

gross

ناخالص، فاهش، درشت، قراص، بزرگ، ستبر، عمده، زمخت، درشت بافت، زشت، شرم آور، ضخیم، بى تربیت، وحشى، توده، انبوه، وزن سرجمع چیزى (با ظرف و غیره در مقابل net یعنى وزن خالص)، جمع کل، بزرگ کردن، جمع کردن، زمخت کردن، کلفت کردن، به صورت سود ناویژه به دست آوردن

۲

impure

ناخالص، ژیژ، ناپاک، چرک، کثیف، ناصاف، نادرست

۳

mixed

آمیخته، مخلوط، درهم، قاتى