فرهنگ آریانپور
ناجور کردن
#۱۹۶٬۲۷۶
disharmonize
ناجور کردن، ناموزون کردن، ناموزون شدن
indispose
(معنى مجازى) نا مناسب کردن، ناجور کردن، مریض کردن، بیمار ساختن، بى میل کردن، آماده ساختن
unfit
ناشایسته، ناباب، نامناسب، نامناسب کردن
misfit
غیر متجانس با محیط، ناجور، نخاله