فرهنگ آریان‌پور

ناجور شدن

#۱۹۶٬۲۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

disorient

به هم خوردن، ناجور شدن، غیرمتجانس شدن

۲

misfit

غیر متجانس با محیط، ناجور، نخاله