ناجور
#۱۹۶٬۲۶۵
disparate
ناجور، مختلف، نابرابر، نامساوى، غیرمتجانس
dissonant
ناجور، بد آهنگ، ناموزون، ناهنجار
inconsonant
ناجور
away
کنار، یکسو، به یک طرف، دور از، خارج، بیرون از، غایب، درسفر، بیدرنگ، پیوسته، به طور پیوسته، متصلا، مرتبا، از آنجا، از آن زمان، پس از آن، بعد، از آن روى، رفته، بیرون، دور افتاده، دور، فاصله دار، ناجور، متفاوت
inept
بى عرضه، نا شایسته، ناجور، بى معنى، بى منطق، نادان
foreign
بیگانه، خارجى، بیرونى، ناجور، نامناسب
incorrect
نا درست، غلط، ناراست، غیر دقیق، غلط دار، تصحیح نشده، معیوب، ناقص، ناجور
dissimilar
ناهمسان، ناهمانند، ناجور، بى شباهت، غیر مشابه، مختلف، دگرگون
inapplicable
تطبیق نکردنى، غیر قابل اجرا، نامناسب، ناجور، غیر قابل اطلاق، غیر مشمول
incompatible
نا سازگار، نا موافق، ناجور، نامناسب، (پزشکى) غیر قابل استعمال با یکدیگر، ناهمساز
inconsistent
متناقض، ناجور
inconvenient
ناراحت، ناجور
inappropriate
غیر مقتضى، بى جا، نامناسب، ناجور، بیمورد
cock eyed
لوچ، احمق، کودن، ناجور
ill sorted
بد نهاد، ناموافق، ناسازگار، ناپسند، ناخوشایند، نامناسب، ناجور
tough
پى مانند، سفت، محکم، شق، با اسطقس، خشن، شدید، زمخت، با دوام، سخت، دشوار