فرهنگ آریان‌پور

ناجور

#۱۹۶٬۲۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

disparate

ناجور، مختلف، نابرابر، نامساوى، غیرمتجانس

۲

dissonant

ناجور، بد آهنگ، ناموزون، ناهنجار

۳

inconsonant

ناجور

۴

away

کنار، یکسو، به یک طرف، دور از، خارج، بیرون از، غایب، درسفر، بیدرنگ، پیوسته، به طور پیوسته، متصلا، مرتبا، از آنجا، از آن زمان، پس از آن، بعد، از آن روى، رفته، بیرون، دور افتاده، دور، فاصله دار، ناجور، متفاوت

۵

inept

بى عرضه، نا شایسته، ناجور، بى معنى، بى منطق، نادان

۶

foreign

بیگانه، خارجى، بیرونى، ناجور، نامناسب

۷

incorrect

نا درست، غلط، ناراست، غیر دقیق، غلط دار، تصحیح نشده، معیوب، ناقص، ناجور

۸

dissimilar

ناهمسان، ناهمانند، ناجور، بى شباهت، غیر مشابه، مختلف، دگرگون

۹

inapplicable

تطبیق نکردنى، غیر قابل اجرا، نامناسب، ناجور، غیر قابل اطلاق، غیر مشمول

۱۰

incompatible

نا سازگار، نا موافق، ناجور، نامناسب، (پزشکى) غیر قابل استعمال با یکدیگر، ناهمساز

۱۱

inconsistent

متناقض، ناجور

۱۲

inconvenient

ناراحت، ناجور

۱۳

inappropriate

غیر مقتضى، بى جا، نامناسب، ناجور، بیمورد

۱۴

cock eyed

لوچ، احمق، کودن، ناجور

۱۵

ill sorted

بد نهاد، ناموافق، ناسازگار، ناپسند، ناخوشایند، نامناسب، ناجور

۱۶

tough

پى مانند، سفت، محکم، شق، با اسطقس، خشن، شدید، زمخت، با دوام، سخت، دشوار