فرهنگ آریانپور
ناجوانمرد
#۱۹۶٬۲۶۲
dirty
چرکین، چرک، کثیف، (مجازى) زشت، کثیف کردن
bounder
حد، مرز، کران، محدود، سرحد، خیز، جست و خیز، محدود کردن، تعیین کردن، هم مرز بودن، مجاور بودن، مشرف بودن (on یا with)، جهیدن آماده رفتن، عازم رفتن، مهیا، موجود، مقید، موظف bound
shabbily
پست، دون، نخ نما، کهنه، ژنده