فرهنگ آریان‌پور

ناجوانمرد

#۱۹۶٬۲۶۲

معنی‌های انگلیسی
۱

dirty

چرکین، چرک، کثیف، (مجازى) زشت، کثیف کردن

۲

bounder

حد، مرز، کران، محدود، سرحد، خیز، جست و خیز، محدود کردن، تعیین کردن، هم مرز بودن، مجاور بودن، مشرف بودن (on یا with)، جهیدن آماده رفتن، عازم رفتن، مهیا، موجود، مقید، موظف bound

۳

shabbily

پست، دون، نخ نما، کهنه، ژنده