فرهنگ آریان‌پور

ناتوان کردن

#۱۹۶٬۲۳۷

معنی‌های انگلیسی
۱

debilitate

ناتوان کردن، ضعیف کردن

۲

gruel

اماج، فرنى، حریره، تنبیه، فرسوده کردن، عاجز کردن، ناتوان کردن

۳

disable

ناتوان ساختن، از کار انداختن، ناتوان کردن، عاجز کردن، زله کردن، (حقوق) فاقد صلاحیت قانونى کردن

۴

invalid

پوچ، نامعتبر، علیل، ناتوان، بى اعتبار، باطل (invalidate) ناتوان کردن، علیل کردن، باطل کردن

۵

enervate

سست کردن، بى رگ کردن، بى حال کردن، جسماً ضعیف کردن، ناتوان کردن، بى اثر کردن

۶

invalidate

بى اعتبار کردن، باطل کردن، (invalid) ناتوان کردن، علیل کردن