فرهنگ آریانپور
ناتوان کردن
#۱۹۶٬۲۳۶
debilitate
ناتوان کردن، ضعیف کردن
disable
ناتوان ساختن، از کار انداختن، ناتوان کردن، عاجز کردن، زله کردن، (حقوق) فاقد صلاحیت قانونى کردن
weaken
سست کردن، ضعیف کردن، سست شدن، ضعیف شدن، کم نیرو شدن، کم کردن، تقلیل دادن
prostrate
به خاک افتاده (در حال عبادت یا خضوع)، روى زمین خوابیده، دمر خوابیده، افتادن، درمانده و بیچاره شدن
impoverish
فقیر کردن، بى نیرو کردن، بى قوت کردن، بى خاصیت کردن
incapacitate
ناقابل ساختن، سلب صلاحیت کردن از، بى نیرو ساختن، از کار افتادن، ناتوان ساختن، محجور کردن