فرهنگ آریان‌پور

ناتوان‌ کردن

#۱۹۶٬۲۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

debilitate

ناتوان کردن، ضعیف کردن

۲

disable

ناتوان ساختن، از کار انداختن، ناتوان کردن، عاجز کردن، زله کردن، (حقوق) فاقد صلاحیت قانونى کردن

۳

weaken

سست کردن، ضعیف کردن، سست شدن، ضعیف شدن، کم نیرو شدن، کم کردن، تقلیل دادن

۴

prostrate

به خاک افتاده (در حال عبادت یا خضوع)، روى زمین خوابیده، دمر خوابیده، افتادن، درمانده و بیچاره شدن

۵

impoverish

فقیر کردن، بى نیرو کردن، بى قوت کردن، بى خاصیت کردن

۶

incapacitate

ناقابل ساختن، سلب صلاحیت کردن از، بى نیرو ساختن، از کار افتادن، ناتوان ساختن، محجور کردن