فرهنگ آریان‌پور

ناتوان شدن

#۱۹۶٬۲۳۵

معنی‌های انگلیسی
۱

fail

خراب شدن، تصور کردن، موفق نشدن، شکست خوردن، رد شدن، قصور ورزیدن، عقیم ماندن، ورشکستن، وا ماندن، در ماندن

۲

weaken

سست کردن، ضعیف کردن، سست شدن، ضعیف شدن، کم نیرو شدن، کم کردن، تقلیل دادن