فرهنگ آریانپور
ناتوان
#۱۹۶٬۲۲۷
infirm
ناتوان، ضعیف، علیل، رنجور، نااستوار
disabled
ناتوان، عاجز، از کار افتاده
feeble
ضغیف، کم زور، ناتوان، عاجز، سست، نحیف
sickly
بیمار، ناخوش، ناتوان، رنجور
invalid
پوچ، نامعتبر، علیل، ناتوان، بى اعتبار، باطل (invalidate) ناتوان کردن، علیل کردن، باطل کردن
asthenic
ضعیف، سست، ناتوان
impotent
داراى ضعف قوه باء، ناتوان، اکار
weakling
ضعیف، سست عنصر، ناتوان، بى بنیه، کم بنیه
incapable
عاجز، ناتوان، نا قابل، نالایق، بیعرضه، محجور، نفهم
flabby
سست، نرم، شل و ول، داراى عضلات شل
helpless
بیچاره، درمانده، فرو مانده، ناگزیر، زله less _ powerless