فرهنگ آریان‌پور

نابالغ

#۱۹۵٬۸۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

minor

کمتر، کوچکتر، پایین رتبه، خردسال، اصغر، شخص نابالغ، محزون، رشته فرعى، کهاد، صغرى، در رشته ثانوى یا فرعى تحصیل کردن، کماد، خرد، صغیر

۲

unripe

نگد، نارس، کال، نابالغ، نرسیده، پیش رس، زودرس

۳

underage

فروسال، نابالغ، صغیر، کمتر از سن قانونى

۴

unfledged

خام دست، پر در نیاورده، کاملاً رشد نکرده، نابالغ، نارسا

۵

immature

نا بالغ، نارس، رشد نیافته، نابهنگام، بى تجربه