فرهنگ آریانپور
ناباب
#۱۹۵٬۸۹۰
unfit
ناشایسته، ناباب، نامناسب، نامناسب کردن
unsuitable
نامناسب، ناباب
bad
به طور بد، به طور ناشایسته
bum
(past: bummed ; past participle: bummed) ـ [adj. & vi. & n]: آدم مفت خور یا ولگرد، ولگردى یا مفت خورى کردن، بحد افراط مشروب نوشیدن
dated
مورخ، تاریخ دار
unsavory
بى مزه، بدبو، بد مزه، ناگوار، ناخوش آیند
disreputable
بدنام، بى اعتبار مایه رسوایى