فرهنگ آریان‌پور

ناباب

#۱۹۵٬۸۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

unfit

ناشایسته، ناباب، نامناسب، نامناسب کردن

۲

unsuitable

نامناسب، ناباب

۳

bad

به طور بد، به طور ناشایسته

۴

bum

(past: bummed ; past participle: bummed) ـ [adj. & vi. & n]: آدم مفت خور یا ولگرد، ولگردى یا مفت خورى کردن، بحد افراط مشروب نوشیدن

۵

dated

مورخ، تاریخ دار

۶

unsavory

بى مزه، بدبو، بد مزه، ناگوار، ناخوش آیند

۷

disreputable

بدنام، بى اعتبار مایه رسوایى