فرهنگ آریان‌پور

میانگیری‌ کردن

#۱۹۴٬۵۶۱

معنی‌های انگلیسی
۱

intercede

پا در میانى کردن، میانجى گرى کردن، میانجى شدن، میانه گیرى کردن، وساطت کردن، شفاعت کردن

۲

compromise

تراضى، مصالحه، توافق، مصالحه کردن، تسویه کردن