فرهنگ آریان‌پور

میان - در -

#۱۹۴٬۳۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

amid

در میان، وسط

۲

into

توى، اندر، در میان، در ظرف، به، به سوى، به طرف، نسبت به، مقارن

۳

among

(amongst =) ـ میان، در میان، در زمره ى، از جمله

۴

twixt

(betwixt =) ـ مابین، در میان

۵

across

سرتاسر، از این سو به آن سو، در میان، از عرض، از میان، از وسط، از این طرف به آن طرف

۶

amidst

در میان، وسط

۷

amongst

در میان، در زمره

۸

between

میان، در میان، مابین، دربین، درمقام مقایسه

۹

betwixt

(between =) ـ مابین، در میان