فرهنگ آریان‌پور

موازنه‌ کردن (2)

#۱۹۲٬۶۹۸

معنی‌های انگلیسی
۱

balance

ترازو، میزان، تراز، موازنه، تتمه حساب، برابر کردن، موازنه کردن، توازن، تعادل، مانده، متعادل کردن