فرهنگ آریان‌پور

مهاجرت کردن

#۱۹۲٬۰۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

emigrate

مهاجرت کردن، به کشور دیگر رفتن

۲

immigrate

مهاجرت کردن (به کشور دیگر)، میهن گزیدن، وطن اختیار کردن، آوردن، نشاندن، کوچ کردن

۳

migrate

کوچیدن، کوچ کردن، مهاجرت کردن

۴

colonize

تشکیل مستعمره دادن، ساکن شدن در، مهاجرت کردن

۵

transplant

نشا کردن، درجاى دیگرى نشاندن، مهاجرت کردن، کوچ دادن، نشاء زدن، (جراحى) پیوند زدن، عضو پیوند شده، فراکاشتن