فرهنگ آریانپور
مهاجرت
#۱۹۲٬۰۷۷
exodus
مهاجرت بنى اسرائیل از مصر به کنعان، خروج، مهاجرت، مهاجرت دسته جمعى
emigration
مهاجرت، کوچ
immigration
مهاجرت، کوچ
flight
گریز، پرواز، مهاجرت (مرغان یا حشرات)، عزیمت، پرواز کردن، فرار کردن، کوچ کردن، یک رشته پلکان، سلسله
migration
کوچ، مهاجرت
colonization
استعمار، مهاجرت، کوچ
run
(past: ran ; past participle: run) ـ راندن، رانش، دایر بودن، اداره کردن، دویدن، پیمودن، پخش شدن، جارى شدن، دوام یافتن، ادامه دادن، نشان دادن، ردیف، سلسله، ترتیب، محوطه، سفر و گردش، رد پا، حدود، مسیر، امتداد
trek
سفر، کوچ مسافرت با گارى، با زحمت حرکت کردن، با سختى و آهستگى مسافرت کردن