فرهنگ آریان‌پور

مهاجرت

#۱۹۲٬۰۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

exodus

مهاجرت بنى اسرائیل از مصر به کنعان، خروج، مهاجرت، مهاجرت دسته جمعى

۲

emigration

مهاجرت، کوچ

۳

immigration

مهاجرت، کوچ

۴

flight

گریز، پرواز، مهاجرت (مرغان یا حشرات)، عزیمت، پرواز کردن، فرار کردن، کوچ کردن، یک رشته پلکان، سلسله

۵

migration

کوچ، مهاجرت

۶

colonization

استعمار، مهاجرت، کوچ

۷

run

(past: ran ; past participle: run) ـ راندن، رانش، دایر بودن، اداره کردن، دویدن، پیمودن، پخش شدن، جارى شدن، دوام یافتن، ادامه دادن، نشان دادن، ردیف، سلسله، ترتیب، محوطه، سفر و گردش، رد پا، حدود، مسیر، امتداد

۸

trek

سفر، کوچ مسافرت با گارى، با زحمت حرکت کردن، با سختى و آهستگى مسافرت کردن