فرهنگ آریان‌پور

مه‌ الود کردن

#۱۹۲٬۰۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

fog

مه، تیرگى، ابهام، تیره کردن، مه گرفتن، مه آلود بودن

۲

mist

مه، غبار، تارى چشم، ابهام، مه گرفتن

۳

befog

با مه پوشیدن، گیج کردن