فرهنگ آریانپور
مه الود
#۱۹۲٬۰۲۱
foggy
مانند مه، مه آلود، تیره و تار
wet
(past: wetted, wet ; past participle: wetted, wet) ـ تر، مرطوب، خیس، بارانى، اشکبار، ترى، رطوبت، تر کردن، مرطوب کردن، نمناک کردن
hazy
مه دار، (مجازى) مبهم، نامعلوم، گیج
misty
مه دار، مبهم
vaporous
بخاردار، مه دار، مانند بخار، پوچ، بى اساس
nebulous
تار، محو، شبیه سحاب، به شکل ابر، تیره