فرهنگ آریانپور
مه
#۱۹۲٬۰۱۶
fog
مه، تیرگى، ابهام، تیره کردن، مه گرفتن، مه آلود بودن
mist
مه، غبار، تارى چشم، ابهام، مه گرفتن
brume
مه، ابر، بخار، شبنم
moon
ماه، مهتاب، سرگردان بودن، آواره بودن، ماه زده شدن، دیوانه کردن، بیهوده وقت گذراندن
vapor
(vapour =) ـ بخار، دمه، مه، تبخیر کردن یا شدن، بخور دادن، چاخان کردن
vapour
(vapor =) ـ بخار، دمه، مه، تبخیر کردن یا شدن، بخور دادن، چاخان کردن
foggage
(moss , fog =) ـ مه، ابهام
macro
درشت، کلان، درشت دستور، رشد زیاد، دراز، بزرگ، به طور غیر عادى
great
زیاد، بسیار، خیلى، با شرافت، از روى بزرگى، از روى بزرگ منشى