فرهنگ آریان‌پور

مه

#۱۹۲٬۰۱۶

معنی‌های انگلیسی
۱

fog

مه، تیرگى، ابهام، تیره کردن، مه گرفتن، مه آلود بودن

۲

mist

مه، غبار، تارى چشم، ابهام، مه گرفتن

۳

brume

مه، ابر، بخار، شبنم

۴

moon

ماه، مهتاب، سرگردان بودن، آواره بودن، ماه زده شدن، دیوانه کردن، بیهوده وقت گذراندن

۵

vapor

(vapour =) ـ بخار، دمه، مه، تبخیر کردن یا شدن، بخور دادن، چاخان کردن

۶

vapour

(vapor =) ـ بخار، دمه، مه، تبخیر کردن یا شدن، بخور دادن، چاخان کردن

۷

foggage

(moss , fog =) ـ مه، ابهام

۸

macro

درشت، کلان، درشت دستور، رشد زیاد، دراز، بزرگ، به طور غیر عادى

۹

great

زیاد، بسیار، خیلى، با شرافت، از روى بزرگى، از روى بزرگ منشى