فرهنگ آریان‌پور

منگوله دار کردن

#۱۹۱٬۹۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

knot

گره، برکمدگى، دژپیه، غده، چیز سفت یا غلنبه، مشکل، عقده، واحد سرعت دریایى معادل 6076.10 فوت در ساعت، گره زدن، به هم پیوستن، گیر انداختن، گره خوردن، منگوله دار کردن، گره دریایى