فرهنگ آریان‌پور

منگوله

#۱۹۱٬۹۵۲

معنی‌های انگلیسی
۱

pompon

منگوله، حقه، انواع گل داودى، منگوله نما، گل کوکب، گل منگوله اى

۲

tassel

منگوله، ریشه، چنبره، آویز زدن، منگوله زدن به، کاکل ذرت

۳

bob

فریب دادن، از راه فریب و خدعه چیزى را به دست آوردن، ضربت زدن، سرزنش یا طعنه، شوخى، حقه، شاقول، وزنه قپان، منگوله، حرکت تند و سریع، سرود یا تصنیف، ضربت، یک شیلینگ

۴

tag

برچسب، برچسب زدن، علامت زدن، منگوله یا نوار، بند گردان سرود، تهلیل، مثال یا گفته مبتذل، ضمیمه کردن، ضمیمه شدن به، اتیکت چسباندن به، بدنبال آوردن، گرگم به هوا بازى کردن

۵

tuft

دسته، طره، منگوله، ریشه پارچه، ته ریش، ریش بزى، کلاله، طره دار یا پرزدار کردن

۶

knot

گره، برکمدگى، دژپیه، غده، چیز سفت یا غلنبه، مشکل، عقده، واحد سرعت دریایى معادل 6076.10 فوت در ساعت، گره زدن، به هم پیوستن، گیر انداختن، گره خوردن، منگوله دار کردن، گره دریایى knot pompom