فرهنگ آریان‌پور

منثور - شعر -

#۱۹۱٬۱۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

fit

بیهوشى، غش، تشنج، هیجان، درخور، مناسب، شایسته، تندرست، اندازه بودن (جامه) برازندگى، زیبنده بودن بر، مناسب بودن براى، (مجازى) شایسته بودن، متناسب کردن، سوار یا جفت کردن، (حقوق) صلاحیت دار کردن، تطبیق کردن، قسمتى از شعر یا سرود، بند، در خور، مقتضى، خوراندن

۲

blank verse

شعرسپید، شعر بى قافیه، شعر منثور، شعر بى قافیه پنج وزنى felicitous