فرهنگ آریانپور
منتظر بودن
#۱۹۱٬۰۹۳
await
منتظر بودن، منتظر شدن، انتظار داشتن، ملازم کسى بودن، در کمین (کسى) نشستن
expect
چشم داشتن، انتظار داشتن، منتظر بودن، حامله بودن
antedate
پیش از تاریخ حقیقى تاریخ گذاشتن، پیش بودن (از)، منتظر بودن، پیش بینى کردن، جلو انداختن، سبقت
look for
نگران بودن، منتظر بودن، درجستجو بودن، بیمار بودن
watch
پائیدن، دیدبان، پاسدارى، کشیک، مدت کشیک، ساعت جیبى و مچى، ساعت، مراقبت کردن، مواظب بودن، بر کسى نظارت کردن، پاسدارى کردن
attend
توجه کردن، مواظبت کردن، گوش کردن (به)، رسیدگى کردن، حضور داشتن (در)، در ملازمت کسى بودن، همراه بودن (با)، (مجازى) درپى چیزى بودن، از دنبال آمدن، منتظر شدن، انتظار کشیدن، انتظار داشتن