فرهنگ آریان‌پور

منتظر بودن

#۱۹۱٬۰۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

await

منتظر بودن، منتظر شدن، انتظار داشتن، ملازم کسى بودن، در کمین (کسى) نشستن

۲

expect

چشم داشتن، انتظار داشتن، منتظر بودن، حامله بودن

۳

antedate

پیش از تاریخ حقیقى تاریخ گذاشتن، پیش بودن (از)، منتظر بودن، پیش بینى کردن، جلو انداختن، سبقت

۴

look for

نگران بودن، منتظر بودن، درجستجو بودن، بیمار بودن

۵

watch

پائیدن، دیدبان، پاسدارى، کشیک، مدت کشیک، ساعت جیبى و مچى، ساعت، مراقبت کردن، مواظب بودن، بر کسى نظارت کردن، پاسدارى کردن

۶

attend

توجه کردن، مواظبت کردن، گوش کردن (به)، رسیدگى کردن، حضور داشتن (در)، در ملازمت کسى بودن، همراه بودن (با)، (مجازى) درپى چیزى بودن، از دنبال آمدن، منتظر شدن، انتظار کشیدن، انتظار داشتن