فرهنگ آریانپور
منتظر
#۱۹۱٬۰۹۲
waiter
منتظر، پیشخدمت
anticipant
منتظر، امیدوار، آبستن، باردار، پیش بینى کننده
wistful
(معنى مجازى) مشتاق، متوجه، آرزومند، دقیق، منتظر، در انتظار
waiting
صبر کردن، چشم به راه بودن، منتظر شدن، انتظار کشیدن، معطل شدن، پیشخدمتى کردن wait
anticipator
پیش بینى کننده، منتظر
ready
آماده کردن، مهیا کردن، حاضر کردن، آماده
expectant
آبستن، در انتظار