فرهنگ آریانپور
ملایم کردن
#۱۹۰٬۳۷۴
soften
نرم کردن، ملایم کردن، آهسته تر کردن، شیرین کردن، فرو نشاندن، خوابانیدن، کاستن، از، کم کردن، نرم شدن
temper
آب دادن (فلز)، درست ساختن، درست خمیر کردن، ملایم کردن، معتدل کردن، میزان کردن، مخلوط کردن، مزاج، حالت، خو، خلق، قلق، خشم، غضب
tone
صدا، آهنگ، درجه صدا، دانگ، لحن، آهنگ داشتن، باهنگ در آوردن، سفت کردن، نوا
modify
پیراستن، اصلاح کردن، تغییر دادن، تعدیل کردن softpedal
subdue
مطیع کردن، مقهور ساختن، رام کردن
mitigate
سبک کردن، تخفیف دادن، تسکین دادن
moderate
معتدل، ملایم، آرام، میانه رو، مناسب، محدود، اداره کردن، تعدیل کردن