فرهنگ آریانپور
ملایم شدن
#۱۹۰٬۳۷۳
smooth
سطح صاف، قسمت صاف هر چیز، هموار، نرم، روان، سلیس، بى تکان، بى مو، صیقلى، ملایم، دلنواز، روان کردن، آرام کردن، تسکین دادن، صاف شدن، ملایم شدن، صاف کردن، بدون اشکال بودن، صافکارى کردن، صاف، هموار کردن
tone
صدا، آهنگ، درجه صدا، دانگ، لحن، آهنگ داشتن، باهنگ در آوردن، سفت کردن، نوا
soften
نرم کردن، ملایم کردن، آهسته تر کردن، شیرین کردن، فرو نشاندن، خوابانیدن، کاستن، از، کم کردن، نرم شدن
mitigate
سبک کردن، تخفیف دادن، تسکین دادن
moderate
معتدل، ملایم، آرام، میانه رو، مناسب، محدود، اداره کردن، تعدیل کردن