فرهنگ آریانپور
مکث کردن
#۱۹۰٬۰۵۱
pause
مکث، توقف، وقفه، درنگ، مکث کردن
stay
ماندن، توقف کردن، نگاه داشتن، بازداشتن، توقف، مکث، ایست، سکون، مانع، عصا، نقطه اتکاء، تکیه، مهار، حایل، توقفگاه
stop
ایست، ایستادن، ایستاندن، توقف کردن، از کار افتادن، مانع شدن، نگاه داشتن، سد کردن، تعطیل کردن، خواباندن، بند آوردن، منع، توقف، منزلگاه بین راه، ایستگاه، نقطه
hesitate
تامل کردن، مردد بودن، بى میل بودن