فرهنگ آریان‌پور

مکث‌ کردن

#۱۹۰٬۰۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

pause

مکث، توقف، وقفه، درنگ، مکث کردن

۲

stay

ماندن، توقف کردن، نگاه داشتن، بازداشتن، توقف، مکث، ایست، سکون، مانع، عصا، نقطه اتکاء، تکیه، مهار، حایل، توقفگاه

۳

stop

ایست، ایستادن، ایستاندن، توقف کردن، از کار افتادن، مانع شدن، نگاه داشتن، سد کردن، تعطیل کردن، خواباندن، بند آوردن، منع، توقف، منزلگاه بین راه، ایستگاه، نقطه

۴

hesitate

تامل کردن، مردد بودن، بى میل بودن